گروه: اخبار استان خبر: 141187 / تاریخ انتشار : 1398/9/28 ساعت : 19:47

آنچه بر اصلاحات رفته است از بر افروختن ها و تملّق گویی هایی است/کارکرد اصلاح طلبی دقیقاً نقدِ قدرت است، نه مدح آن

مگر بارها از لسان وکیلی نشنیده ایم که ما مهره های دستِ چندمِ اصلاحات هستیم؟! و مگر دیگر هم قطارانِ دکتر وکیلی بارها نگفته اند ما عصاره فضائل شورای نگهبانیم و ما تیمِ سوم و چهارمِ اصلاحات هم نبودیم که اکنون از جایگاه های رفیع و نازل سخن می گویید؟

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس عهده کرده بودم که نه تنها عمل، بل نظاره نیز نکنم. اما یادداشت شما مرا بر آن داشت تا از آن جایگاه پایین بیایم و به سانِ نظاره گری فعال عمل کنم و در نقدِ شما مختصری معروض دارم.

با داغ شدن فضای انتخابات، نما و نمود افرادی که از قِبَل دیگری به نان و نوایی رسیده اند، بیش از پیش نمایان می شود.


بر همین رَوال و مِنوال، به صِرف پیشنهاد و به مناظره طلبیدن جناب آقای دکتر محمدعلی وکیلی (نماینده کنونی مجلس و کاندیدای انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی) توسط یکی از کاندیداهای جریان اصولگرایی جناب آقای سید شکرالله امامی عده ای برآشفتند و سخنانی گزاف راندند که یکی گمنام است و می خواهد شهره شود، و دیگری نامدار است و شهره؛ پس امکانِ مناظره نیست. در این مقال، نه از سر دفاع از اندیشه و تفکر آن یکی یا این دیگری، که از سر دغدغه و به حرمت قلم می نویسم.

 

اولْ سخنْ، پرسش است؛ پرسشی از نویسنده متن مورد نقادی. چگونه به آن منصبی رسیده ای که در پایان کلامت آورده ای؟! با شایستگی یا مقام مذکور بر خلافِ شایستگی و به برکت رایزنی آقای وکیلی حاصل آمده است؟

 اگر وکیلی ها این روزها توسط امثال شما مدح می شوند، یک دلیل دارد و آن هم:
"زِ نعمت تو مرا بود کام ها حاصل
زِ دولت تو مرا بود کارها به نظام".


دومْ سخنْ که بر گِردِ سخنِ اول می چرخد، آن است که نویسنده یادداشت مذکور، از مقربّانِ درگه زر و زور دکتر وکیلی است و حجله اش از برکت وجود ایشان است و چون صاحبِ منصبی است که آن از درِ بندگی حاصل است، اینگونه به یکی تازیده و به ولی نعمت اش نازیده است، بی آنکه رنگ و بوی قلم اش، رنگ و بوی عقیده و تفکر دهد؛ وگرنه چه دلیل است که به صِرف مناظره طلبی یکی  اینگونه عِنان از کف دهد و افسارگسیخته بتازد؟، بی آنکه بداند از تاختن هایش خاکی بر نمی خیزد.

جناب رضازاده!
 با علم به این که یادداشت شما ارزشِ پاسخگویی ندارد زیرا که گفته اند "به من بگو چگونه معاش می کنی تا به تو بگویم چگونه فکر می کنی" و طریق معاش شما نیز وضوحی به ظهور نورِ خورشید دارد، اما چه کنم که نتوانستم اشتباه نکنم.

ابتدایِ سومْ سخنم کلامی نغز و پُرمغز از حضرت حافظ است:
"حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود"
فهمِ سخن، سخت است و اگر در جایگاه مداح درآیی، سخت تر و جانکاه تر.

 جناب رضازاده!
شما مداح هستید، پس فهم سخن نیز برایتان سخت تر است. سراسرِ نوشته شما مدح و ثناگویی کسی است که "در قدرت" است، و پیکانِ تیز نقدِ غیرمنصفانه شما متوجه کسی است که ندایش "بر قدرت" است.


در عالم سیاست و رقابت سیاسی چه ایراد و اشکالی است که دو رقیب فکری (اگر آن دو را رقیب بدانیم) رو در رو به سخن بنشینند؟!


مگر بارها از لسان  وکیلی نشنیده ایم که ما مهره های دستِ چندمِ اصلاحات هستیم؟! و مگر دیگر هم قطارانِ دکتر وکیلی بارها نگفته اند ما عصاره فضائل شورای نگهبانیم و ما تیمِ سوم و چهارمِ اصلاحات هم نبودیم که اکنون از جایگاه های رفیع و نازل سخن می گویید؟


 این سخن، نه در نقد  وکیلی است که در نقدِ رویکردِ خودبرتربینی، خودبزرگ بینی و دُرُشت گویی ای است که نشان از خُرد بودنِ شما است. اصلاح طلبی از قِبَل مداحی های شما به بیراهه رفت و ضربه ها خورد، می خورد و خواهد خورد و تردید نکنید که آنچه بر اصلاحات رفته است از همین بر افروختن ها و تملّق گویی هایی است که توسط ناشایستگانی چون شما نثار مخالفان قدرت و اصحاب قدرت می شود، تا امروز حنای اصلاحات اینگونه بی رنگ بماند و دیگر کسی اصلاحات را باور نداشته باشد؛ چرا که کارکرد اصلاح طلبی دقیقاً نقدِ قدرت است، نه مدح آن و نه خود را در صدر و دیگران را در قعر دیدن.


شاهد عینی اش هم این است که وکیلی بگوید:
" من زیلایی را بر تهران ترجیح می دهم و می آیم، اگر بر من اجماع کنید" چون شاید برای وی نیز مسجّل است که دیگر از تهران بوی خوشِ بهارستان نمی آید.


جناب رضازاده!


 دفاعیه شما از وکیلی نه در شأن وی بود و نه در شأن اصلاح طلبی. پس اگر نیمچه وجهه موجهی از اصلاح طلبی مانده است، بخاطر منفعت های یکی دو روزه تان جلوه زشت و ناپسندش ندهید که اگر اینگونه بنویسید بر همان سیاقِ "مگسان دورِ شیرینی" است.


و اما آخرْ سخنْ با کلامی از عبیدِ شیرین سخن:
"قرآن فتح و ظفر بر جَنابِ جاه تو باد..."

یادداشت: زاگرس نشینی از تهران

 

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 0 نظر
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.