گروه: اخبار استان خبر: 163793 / تاریخ انتشار : 1399/7/2 ساعت : 17:56

دلنوشته فعال فرهنگی بهمئی به حاج قاسم سلیمانی

آیا می دانی بعد از جدا شدن دست شما از جسم و پیکر پاکت دیگر هیچکس به دستان خودش هم اعتمادی ندارد و جرأت دست کشیدن حتی برجسم خود را هم ندارد؟

به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس؛فعال فرهنگی بهمئی به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس دلنوشته ای به سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی نوشت.

متن دلنوشته یونس قدیمی به شرح ذیل است:

خوشا آنان که جانان می شناسند

‌               طریق عشق و ایمان می شناسند

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان

                    شهیدان را شهیدان می شناسند

حقیر جزو نسل سوم انقلاب هستم و متأسفانه افتخار حضور در دوران مقدس‌ را نداشتم و هیچ چیزی از هشت سال دفاع مقدس ندیدم و فقط شنیدم، تنها فقط مستندات دفاع مقدس و سریال‌ها و فیلم های سینمایی در مورد رشادت و از خودگذشتگی های رزمندگان و جان برکفان و کبوتران پر کشیده به سوی ملکوت و معبودشان که ساخته شد، مشاهده کردم اما خوشبختانه در حال حاضر و در این دو سه دهه اخیر شاهد رشادتها ،شجاعت، شهامت و از خود گذشتگی بزرگ مردی و ابر فرماندهی بودم و هم دیدم و شنیدم و همگان هم دیدند که  به فرمانده سپاه قدس سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی معروف است.

 

 ما که خود در مقابل شهداچیزی نیستیم و تا ابد شرمنده و مدیون آنان هستیم و وجود امنیت و آرامش امروزی وطن و خاک پاک ما مدیون از خودگذشتگی این شهداست. دیگر نتوانستم سکوت کنم بلکه در حین سکوت رشته افکارم ناخودآگاه پاره گشت و دست به قلم شدم و دستم لرزید بلکه جملاتی از ته دل‌ و با احساس درونی قلبی خود به صورت دلنوشته، اگر پروردگار قبول بنماید هر چند ناچیز در وصف این شهید بزرگوار بنویسم و بگویم تا هم قطره ای ناچیز باشد ازحضور این شهید والامقام و دیگر شهداجهت سپاس و تشکر بخاطراز جان گذشتن خود از ازاین دنیای فانی و هم ادای دینی کرده باشم به مقام بزرگ و والای این شهید مقاومت ملی و جهانی.

 

می خواهم از تو بگویم اما کلماتم بوی تو را می‌گیرد، نمی دانم از کجا بگویم و چه بگویم و چه بنویسم و یا چه جمله ای یا کلمه ای در وصف مقام و منزلت و جایگاه دنیوی و اُخرویت بر صفحه سفید کاغذم  بنگارم که لایق این همه شخصیت والای شما باشد. از کدام آرمان شما بگویم و نام ببرم وزبان بگشایم؟ از شجاعت شما؟ از صداقت، پاکی، سادگی و خاکی بودن شما ودفاع از وطن و دلاوری و غیرت خاک پاک شما و یا از فرماندهی بی ادعای شما! ای ماندگارترین چهره تاریخ ایران وقرن حاضر!

 

اما فقط همین را می توانم بگویم و می دانم «وقتی صبح سحر قامتت خم شد و پیکر مطهرت بر زمین افتاد و دستت جدا از جسم و بی جان شد»آیا می دانی دست ماها که نه، بلکه دست کل عالم بشریت با اندک جانی که در دستان خود داریم، هم بی جان شد و انگار که هیچگونه حرکت و کششی ندارد؟

 

آیا می دانی بعد از جدا شدن دست شما از جسم و پیکر پاکت دیگر هیچکس به دستان خودش هم اعتمادی ندارد و جرأت دست کشیدن حتی برجسم خود را هم ندارد؟

 

آیا می دانی و هنوز یادم می آید وهرلحظه تصویر زیبایش در ذهنم  مجسم  می شود و همگان دیدند که شما در مجالس و یادواره شهداو همرزمان دیروزت دست نوازش بر سر فرزندان شهداء میکشیدی و  بر صورت زیبای آنان بوسه میزدی و آنان را در آغوش می گرفتی که مبادا جای خالی پدر شهیدشان را احساس کنند اما آیا می دانی حالا و چند صباحی بعد از رفتن شما از این جهان هستی حتی پدران و مادران واقعی آرزوی بوسه بر صورت فرزندان خود و در آغوش گرفتن آن را دارند و حسرت آن را می خورند؟ نمی دانم و در عجبم چرا پر کشیدنت از این دنیای فانی و شوق شهادت که آرزوی دیروزت بود، جهان و بلکه همه جای آن دگرگون شده و دیگر هیچ کس و هیچ کدام آرامشی وجود ندارد و همه افسرده و خانه نشین شدند و بعد از رفتنت انگار این دنیا با هیچکس سر سازش ندارد و روزگار و دلخوشی وخوشبختی آن بر وفق مراد هیچ کس پیش نمی رود ونمی گذرد.

 

«شما را جهان خوب شناخت، شما که یک فرمانده نظامی شجاع بودی اما خاکی و خاکی تر از خاکی‌ ،  پس چرا رفتی از بین ما و پر کشیدی و آنقدر زنده شدی که تمام جهان را به خود خیره کرده ای تا جایی که کشورهایی که اصلاً کاری به دین و مذهب ندارند، قبل از شروع مجالس و همایش هایشان به حاضرین اعلام می‌کنند به احترام سناتور ایرانی سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی همه بلند شوید و ادای احترام کنید، من در عجبم نمیدانم مکتب عشق و محبت و شجاعت و مردانگی و غیرت و عزت شماچطور و چگونه همه جای جهان را اینطور فرا گرفت و حیرت زده کرد و حالا تمام جهان ایران و ایرانی را به نام سرداردلها می شناسند.

 

 رهبرم‌ همان سید علی را می گویم در طول عمربابرکت‌شان برپیکر خیلی‌ ازعلمای بزرگ اسلام ومراجع تقلیدودیگرشخصیتهای کشوری ولشکری نمازخواندند اما نمازی که ایشان برپیکر پاکت ومطهرشماخوانده است، آیا می دانید بسیارمتفاوت بود چون شخصیت واقعی شما آنقدر درقلبش نهفته بود که قلبش رامنقلب وآرامش را ازایشان می گرفت و زبانش‌وچشمانش راهم تحت تأثیرخودش قرار داده بود تاجایی که نمی توانست بدون بغض وگریه واشک و ماتم برپیکر شما نماز بخواند، بی شک شخصیتی که اینطوردرقلب رهبر جای دارد، همچنان درقلب ملت هم جای دارد.

بی شک شما همان مالک اشتر زمان ما هستی!

انتهای پیام/

تبلیغات سروش زیر خبر
کلیدواژه
نظرات | 2 نظر
Ali
1399/7/5 - 11:50
درود خدا بر این جوان روشنفکر وطراح پروردگار ازشما قبول بفرماید
rateup 0
 ratedown 0
Ali
1399/7/5 - 11:55
درود خدا بر این جوان روشنفکر وطراح پروردگار ازشما قبول بفرماید
rateup 0
 ratedown 0
captcha
تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به “ صبح زاگرس” ما می باشد.