۵ سناریوی پیش روی آینده ایران

یادداشت؛

۵ سناریوی پیش روی آینده ایران

رهبر انقلاب مهم‌ترین و ظریف‌ترین تحلیل را درباره‌ «فلسفه مذاکره» ارائه دادند. وقتی می‌فرمایند  «تعیین قبلی نتیجه مذاکره ابلهانه است» ، به وضوح یک خطای استراتژیک بزرگ را در محاسبات آمریکایی‌ها افشا می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  «صبح زاگرس» رحمان تقوایی پور تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: مقام معظم رهبری در ابتدا و با قلبی مالامال از اندوه، به جان‌باختگان فتنه دی‌ماه پرداختند. این بخش از بیانات، فراتر از یک تسلیت ساده، یک  «مهندسی معکوس وحدت» بود. ایشان با تقسیم‌بندی جانباختگان به سه دسته:

مدافعان امنیت، رهگذران بی‌گناه، و حتی آن دسته از فریب‌خوردگانی که بعداً پشیمان شدند، دایره‌ شمول و همدلی ملی را به حداکثر رساندند. این نگاه، یک پیام راهبردی عمیق دارد: نظام، صف خود را از اصحاب فتنه که با دشمن ارتباط داشتند جدا می‌کند، اما برای بازگشت فرزندان خطاکار خود آغوش باز دارد. این تحلیل، نشان می‌دهد که راهبرد داخلی، تبدیل تهدید دی‌ماه به یک فرصت برای بازتعریف انسجام اجتماعی است و خون همه‌ کسانی که در این فتنه‌ دشمن‌ساخته از دست رفتند، چه آن‌ها که ایستادند و چه آن‌ها که ناخواسته در گرداب افتادند، بهانه‌ای برای استحکام بیشتر بنای جمهوری اسلامی خواهد بود.

در ادامه و در پاسخ به تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا، ایشان با یک (تغییر سطح بازی) راهبردی، معادلات را بر هم زدند. جایی که ترامپ از قوی‌ترین ارتش و ناوهای جنگی می‌گوید، رهبر انقلاب به سلاحی اشاره می‌کنند که می‌تواند ناو را به قعر دریا بفرستد.

این یک تحلیل عمیق از  «بازدارندگی نامتقارن» است؛ یعنی قدرت واقعی در تقابل با قلدرمآبی، صرفاً در شمارش تسلیحات نیست، بلکه در  «اراده و توانایی ضربه زدن به نقاط آسیب‌پذیر دشمن» نهفته است. این پاسخ، مستقیماً به اعتراف ترامپ مبنی بر ناتوانی ۴۷ ساله‌ آمریکا ارجاع داد و با قاطعیت فرمود:  «تو هم نخواهی توانست»؛ این جمله، صرفاً یک شعار نیست، یک تحلیل تاریخی است از مقاومتی که تمام محاسبات خصمانه را تاکنون نقش بر آب کرده است.

ایشان در بخش پایانی سخنان خود، مهم‌ترین و ظریف‌ترین تحلیل را درباره‌ «فلسفه مذاکره» ارائه دادند. وقتی می‌فرمایند  «تعیین قبلی نتیجه مذاکره ابلهانه است» ، به وضوح یک خطای استراتژیک بزرگ را در محاسبات آمریکایی‌ها افشا می‌کنند. از منظر ایشان، مذاکره فرآیندی برای کشف راه‌حل است، نه یک دیکته‌ نتیجه. 

 این سخن، مستقیماً به سناریویی اشاره دارد که امروز در دنیا و به ویژه در تحولات جدید آمریکا شاهد آن هستیم؛ جایی که طرف مقابل می‌خواهد پیش از شروع گفتگوها، تسلیم شدن ایران را امضا کند. تحلیل این بخش نشان می‌دهد که ایران به دنبال مذاکره‌ای شرافتمندانه و برد-برد است، اما در برابر مذاکره به مثابه اولتیماتوم می‌ایستد. این دقیقاً همان تمایز بین دیپلماسی عزتمندانه و تسلیم‌طلبی است.

با این تحلیل عمیق از بیانات رهبری، اکنون می‌توان وضعیت آینده پیش روی ایران را در پنج سناریوی اصلی ترسیم کرد. سناریوی نخست؛

ادامه وضعیت فعلی یا «نه جنگ، نه صلح» است. در این حالت، فشار حداکثری و تنش‌های نظامی ادامه می‌یابد، اما هیچکدام از طرفین وارد درگیری تمام‌عیار نمی‌شوند . بهترین پاسخ ایران در این سناریو، تثبیت وضعیت و افزایش هزینه‌های حفظ این وضعیت برای دشمن از طریق پیشرفت‌های خاموش و تقویت اقتصاد مقاومتی است تا ثابت کند ایران می‌تواند سال‌ها در این شرایط نه تنها بماند، بلکه رشد کند.

سناریوی دوم؛ 

توافق محدود و تاکتیکی بر سر موضوع هسته‌ای در ازای رفع بخشی از تحریم‌هاست، مشابه آنچه که شاید در مذاکرات جاری در ژنو، ایران به دنبال آن است . بهترین پاسخ هوشمندانه برای این سناریو، استفاده از دیپلماسی فعال برای تبدیل آن به یک «توافق پلکانی» است که در هر گام، منافع اقتصادی ملموسی برای مردم ایران به ارمغان آورد و در عین حال، هسته‌های اصلی قدرت دفاعی و موشکی را که غیرقابل مذاکره اعلام شده، کاملاً حفظ کند.

سناریوی سوم؛ «جنگ محدود و هدفمند» با مشارکت احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تأسیسات هسته‌ای یا نظامی است. بهترین پاسخ برای این سناریو، پاسخی نیست که فقط در میدان نبرد داده شود، بلکه پاسخی است که قبلاً داده شده: یعنی ایجاد «قدرت بازدارندگی» چنانکه رهبر انقلاب فرمودند. ایران باید نشان دهد که هرگونه حمله محدود، با پاسخی نامتقارن و فراتر از حد انتظار مواجه خواهد شد که امنیت پایگاه‌های آمریکا و منافع اسرائیل در منطقه را به شدت به مخاطره می‌اندازد. این یعنی تبدیل  «جنگ محدود به آتش فراگیر»

سناریوی چهارم؛ فشار حداکثری برای تغییر رفتار است که ترامپ به دنبال آن است؛ او می‌خواهد با اهرم فشار، ایران را وادار به پذیرش شروط فراهسته‌ای مانند محدودیت موشکی و منطقه‌ای کند . بهترین پاسخ ایران در این سناریو، همان  «دیپلماسی چدنی» است؛ یعنی نرمش در چارچوب منافع، اما ایستادگی بر سر اصول. تجربه نشان داده هرجا ایران انعطاف تاکتیکی هوشمندانه داشته مانند برجام، توانسته از آن برای کسب امتیاز استفاده کند و هرجا کوتاه آمده، دشمن جری‌تر شده است. امروز بهترین پاسخ، «صبر راهبردی فعال» است.

سناریوی پنجم و نهایی؛ «فروپاشی داخلی و تغییر رژیم» است که برخی در واشنگتن و تل‌آویو به آن دل بسته‌اند . این سناریو بر مبنای تحلیل نادرست از وقایع دی‌ماه شکل گرفته است. بهترین پاسخی که می‌توان به این سناریو داد، همان تحلیلی بود که رهبر انقلاب در ابتدای سخنان خود فرمودند: ملت ایران، با همه‌ی تفاوت‌ها و حتی خطاهای برخی فرزندانش، در نهایت یکپارچه پای اصول خود ایستاده است. تجربه ۴۷ ساله نشان داده که هرگاه دشمن خارجی طمع به نابودی نظام کرده، خود نظام و ملت منسجم‌تر شده‌اند. پاسخ به این سناریو، وحدت کلمه و تبدیل تهدیدها به فرصت‌های پیشرفت است.

در پایان بنده باور دارم که، می‌توان با امیدواری نگاه کرد به فردایی که رهبر انقلاب ترسیم کردند. او با یادآوری شکست ۴۷ ساله آمریکا و با هشدار درباره سیلی که ممکن است بر پیکره قوی‌ترین ارتش وارد شود، در واقع دارد تصویری از «آینده» را نشان می‌دهد که در آن جمهوری اسلامی نه فقط باقی می‌ماند، بلکه با قدرت به مسیر خود ادامه می‌دهد. امروز ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، ایران در حالی وارد این بازی پیچیده می‌شود که دست بالا را در (معادله اراده‌ها) دارد.

 تحولات جدید در آمریکا و جهان نشان می‌دهد که آن‌ها بیش از ایران به یک توافق یا یک راه‌حل نیاز دارند، چرا که هزینه‌های حفظ این وضعیت برای آن‌ها نیز طاقت‌فرساست. در این میان، آنچه فردای ایران را روشن‌تر می‌کند، تکیه بر داشته‌های داخلی، نوآوری در عرصه دیپلماسی و ایمان به راهی است که شهدای مدافع امنیت، رهگذران بی‌گناه و حتی جوانان پشیمان شده از اشتباه، همه در زیر چتر آن جمع می‌شوند. این همان پیام جاودان حسینی است که «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یزید»؛ ملتی با این فرهنگ و عظمت، هرگز در برابر قلدری زانو نخواهد زد و آینده از آنِ این ایستادگی است.